فرهنگ لغات زلزله ( M تا Z )
Ma
مگانوم: حروف اختصاری برای یک میلیون سال قبل
Magnetic polarity reversal
معکوس شدگی قطبین مغناطیسی : تغییر میدان مغناطیسی زمین به میدان مغناطیسی معکوس که در زمان زمین شناسی در فواصل نامنظم رخ می دهد.معکوس شدگی مغناطیسی در توالی سنگهای مغناطیسی حفظ می شود و برای تخمین سن سنگها،آن رابا مقیاسهای زمانی تغییر قطبیت استاندارد مقایسه می کنند.سنگهایی که در پشته های میان اقیانوسی به وجود می ایند معمولا به هنگام سرد شدن،الگوی معکوس شدگی میدان مغناطیسی را در خود حفظ می کنند و می توان این الگو را برای تعیین نرخ گسترش پشته های میان اقیانوسی به کار برد.الگوهای معکوس شدگی که در سنگها حفظ می شوند،خطوط مغناطیسی کف دریا نامیده می شوند.
Magnitude
بزرگا : عددی است که بزرگی نسبی زمین لرزه را مشخص می کند.بزرگی بر مبنای بزرگترین جنبش ثبت شده توسط سیزموگراف اندازه گیری می شود.مقیاسهای متعددی وجود دارد،اما رایج ترین انهامقیاسهای زیر هستند
1)بزرگای محلی(M l)،که معمولا به آن بزرگی ریشتر هم گفته می شود،(2) بزرگای امواج سطحی(Ms)،(3) بزرگای امواج حجمی(Mb)، و(4) بزرگای گشتاوری (Mw).مقیاسهای یک تا سه گستره و کاربرد محدودی دارند و بزرگای زمین لرزه های بزرگ را به درستی تعیین نمی کنند.مقیاس بزرگای گشتاوری (Mw ) که بر مبنای گشتاور لحظه ای است،برای هر زمین لرزه ای با هر بزرگی مناسب است اما محاسبه آن از مقیاسهای دیگر سخت تر است.تمام این مقیاسهای بزرگی برای یک زمین لرزه تقریبا عدد مشابهی ارائه می دهند.
Main Shock
زمین لرزه اصلی : بزرگترین زمین لرزه یک توالی لرزه ای که گاهی اوقات قبل از آن یک یا چند پیش لرزه رخ می دهد و تقریبا همیشه به دنبال آن پس لرزه های زیادی رخ می دهد.
Mantle
گوشته: بخش درونی زمین بین هسته خارجی فلزی و پوسته.
Micro Zonation
ریز پهنه بندی : شناسایی مناطق مجزایی که پتانسیل خطرات زمین لرزه در آنها متفاوت است.
Moho
موهو: مرز میان پوسته و گوشته زمین.موهو عمقی است که در آن سرعت امواج لرزه ای تغییر می کندو در ترکیب شیمیایی هم تغییراتی رخ می دهد.به نام آندریجا موهوروویچ که آن را کشف کرد،ناپیوستگی موهوروویچ هم نامیده می شود.این مرز در زیرقاره ها 25تا 60کیلومتر ودرزیر اقیانوسها 5 تا8 کیلومترعمق دارد.
Moment magnitude
بزرگای گشتاوری : بزرگا را ببینید.
Natural frequency
بسامد طبیعی : فرکانسی که یک شئی یا سیستم به خصوص دارد که به وسیله یک نیروی تک و مفرد به جلو برده می شود و از نیروهای خارجی دیگر تاثیر نپذیرفته یا کاهش نمی یابد.اگر شماجسمی ارتجاعی را از یک انتها نگه دارید و به آن اجازه بدهید که به طرف پایین آویزان شده و سپس از انتهای دیگرآن را از پایین به بالا هل دهید نرخ حرکت بالا و پایین فرکانس طبیعی آن است.
Normal stress
تنش نرمال: مولفه تنش عمود بر سطح.اگر شما بعد از بستن در به آن تکیه دهید،تنش عادی به در اعمال می کنید.
Normal fault
گسل عادی
Oceanic spreading ridge
پشته های میان اقیانوسی : شکستگی ای در کف اقیانوس که مواد مذاب از طریق آن به سطح رسیده و پوسته جدیدی را می سازند. می توان این شکستگیها رادر کف اقیانوس به صورت پشته های خطی دید که در نتیجه رسیدن سنگهای مذاب به کف اقیانوس و سرد شدن آنها ایجاد می شوند.
Oceanic trench
دراز گودال اقیانوسی : گودالی خطی در کف اقیانوس که در اثر فرورانش یک ورقه به زیر ورقه دیگر ایجاد می شود.
P wave
موج P:موج لرزه ای حجمی که در جهت انتشار موج زمین را به سمت عقب و جلوحرکت داده و می لرزاند.
Paleo seismic
دیرینه لرزه شناختی: به تاریخچه رویدادهای لرزه ای اطلاق می شود که با بررسی لایه های سنگی زیر سطح و چگونگی انتقال آنها در اثر زمین لرزه در گذشته تعیین می شود.
Peak acceleration
شتاب اوج : شتاب را ببینید.
Pedogenic
خاکزا : اشاره به فرایندهایی دارد که موادی رابه مواد سازنده خک اضافه کرده ،یاموادی رااز آن انتقال داده ومی برد.
Period
دوره : زمان لازم برای یک چرخه موج کامل.
Plate tectonic
زمین ساخت صفحه ای: تئوری است که شواهد بسیاری آن را تائید می کنند.این تئوری می گویدپوسته و گوشته بالایی از ورقه های بزرگ،نازک و نسبتا سخت متعددی تشکیل شده که نسبت به هم در حرکتند.لغزش روی گسلهایی که مرز ورقه ها هستند موجب زمین لرزه می شود.گسلهای مختلفی مرز ورقه ها را می سازند.گسلهای تراستی که در طول آن ورقه فرورانده شده و یا در گوشته هضم می شود،پشته های میان اقیانوسی که در طول آن پوسته جدید ساخته می شود،گسلهای ترانسفورم که با لغزش افقی(امتدادلغز) بین ورقه های مجاورهمراه هستند(“زمین جنبا :تاریخچه تکتونیک ورقه ای “ را ببینید).
Pleistocene
پلئیستوسن : به فاصله زمانی بین 10.000 سال قبل و 1.650.000سال قبل گفته می شود.به صورت یک اصطلاح توصیفی برای سنگها یا گسلها به کار می رود که به ترتیب زمان تشکیل سنگ یا زمان آخرین لغزش گسل را نشان می دهد.گسلهای پلیستوسن را می توان به عنوان گسلهای فعال در نظر گرفت اما معمولا نرخ فعالیت آنها کمتر از گسلهای جوانتر است.
Poisson distribution
توزیع پواسون : توزیع احتمالی است که حوادث گسسته ای را که در طول زمان به صورت مستقل از هم رخ داده اند را مشخص می کند
Quaternary
کواترنری: دوره زمانی که حدودا شامل 65 میلیون سال گذشته است.
Radiometric
پرتوسنجی: مربوط به اندازه گیری زمان زمین شناسی با استفاده از رادیوایزوتوپهای مشخص موجود در سنگها و نرخ تجزیه شناخته شده آنها.
Rayleigh wave
موج ریلی : موج لرزه ای سطحی که باعث می شود زمین بدون حرکت عمودی یا متقاطع به صورت بیضوی حرکت کند.
Recurrence interval
دوره بازگشت : فاصله زمانی بین زمین لرزه های بزرگ یک منطقه.دوره بازگشت هم نامیده می شود.
Reflection
بازتاب : انرژی یا موج یک زمین لرزه که از مرز میان دو بخش زمین بازتاب (منعکس) می شود.درست مثل اینه که نور را باز می تاباند.
Refraction
شکست: انحراف یا خمیدگی مسیر موج لرزه ای که در اثر عبور موج از یک ماده به ماده دیگری که خواص الاستیکی متفاوتی دارد ایجاد می شود.(2) خمیدگی موج سونومی به علت متفاوت بودن عمق آب در خط ساحلی است.
Regression analysis
تحلیل رگرسیون: :تکنیکی آماری است که برای پیش گویی روی داده ها انجام می شود تا درجه انطباق یک متغیر وابسته را با یک یا چند متغیر مستقل تعیین کند.به عبارت دیگر،برای اینکه ببینیم ایا رابطه علت و معلولی بین دو چیز وجود دارد.
Residual
باقیمانده: اختلاف بین مقدار اندازه گیری شده و مقدار پیش بینی شده یک کمیت.
Return period
دوره بازگشت : دوره وقوع مجدد را هم ببینید.
Right – lateral
راست لغز : اگر شما روی گسل ایستاده اید و درامتداد طول گسل نگاه می کنید،بلوک راست به سمت شما و بلوک چپ درخلاف جهت شما حرکت می کند، این گسل نوعی گسل امتدادلغز راست براست(چپ بر را هم ببینید).
Ring of fire
حلقه آتش : زون لرزه ای که اقیانوس آرام را احاطه کرده وکمربند آرام هم نامیده می شود.حدود 90درصد زمین لرزه های دنیا در این جا رخ می دهند.منطقه لرزه ای بعدی (5 تا6 درصد زمین لرزه های دنیا) کمربند آلپ است که از مدیترانه به سمت شرق تا ترکیه ،ایران شمال هند گسترش دارد.
Rupture front
جبهه گسیختگی : مرز میان بخشهای لغزشی وقفل شده(غیر لغزشی )گسل در یک زمین لرزه.گسیختگی روی گسل اگر در یک جهت باشد گسیختگی یک سویه (Unilateral) نامیده می شود.گسیختگی ممکن است به صورت مدور و شعاعی به طرف بیرون انتشار یابد یا از یک نقطه داخلی به سمت دو انتهای گسل انتشار یابد که در این صورت به آن گسیختگی دو سویه (Bilateral) می گویند.
Rupture velocity
سرعت گسیختگی: سرعتی که دریک زمین لرزه جبهه گسیختگی با آن سرعت در سطح گسل حرکت می کند
S wave
موج S :موج لرزه ای حجمی که به صورت عمود بر جهت انشار موج ،زمین را به جلو و عقب حرکت می دهد.موج برشی هم نامیده می شود.
Sand boil
فوران ماسه ای : ماسه و آبی که به هنگام زمین لرزه در اثر آبگونگی در اعماق کم به سطح زمین می رسد.
Sea – floor spreading
گسترش بستر اقیانوس: معکوس شدن قطبین مغناطیسی را ببینید.
Secular
به تغییرات طولانی مدتی که به آرامی رخ مدهند اطلاق می شود. معمولا برای توصیف تغییرات ارتفاع،کج شدگی،و نرخ استرس و استرین به کار می رود که به دگرشکلی های تکتونیکی طولانی مدت وابسته اند.مثلا یک رشته کوه آنقدر آهسته ارتفاع می گیرد که ما آن چه را که رخ داده نمی بینیم،اما می توانیم ارتفاع را در هر سال اندازه گرفته و ببینیم که بلندتر شده است.
Segmentation
قطعه بندی : تقسیم یک گسل به گسلهای کوچکتر در طول آن.این قطعه قطعه شدن نتیجه برخورد گسلهای دیگر به گسل،تغییرات توپوگرافی،یا منحنی شدن امتداد گسل است.قطعه قطعه شدن باعث می شود که طول گسلش در یک زمین لرزه به کسری از طول کلی گسل کاهش یافته و بنابراین بزرگی زمین لرزه را کاهش می دهد.
Seich
سیچ : رها شدن آبهای محصور شده در نتیجه زمین لرزه.سطح آب استخرهای شنا به هنگام زمین لرزه دچار نوسان می شود.
Seismic gap
نبود لرزه ای: بخشی از گسل که در گذشته زمین لرزه هایی را ایجاد کرده است اما کنون فاقد لرزه است.در بعضی از گپ های لرزه ای زمین لرزه تاریخی هم وجود ندارد،اما بر مبنای داده های دیگر،مثل داده های مربوط به حرکت ورقه ها یا اندازه گیری استرین احتمال وقوع زمین لرزه وجوددارد.
Seismic hazard
خطر لرزه ای : خطر زمین لرزه ای را ببینید.
Seismicity
لرزه خیزی : توزیع جغرافیایی و تاریخی زمین لرزه ها.
Seismic moment
شتاور لرزه ای: اندازه گیری بزرگای زمین لرزه بر مبنای مساحت گسیختگی، میانگین لغزش، و نیروی لازم برای غلبه بر مقاومت چسبندگی سنگها که گسلش این مقاومت را از بین می برد.گشتاور لرزه ای را می توان ازطیف دامنه امواج لرزه ای هم محاسبه کرد.
Seismic reflection or refraction line
خطوط بازتاب یا شکست لرزه ای : سیزموگرافهایی هستند که معمولا در سطح زمین رسم می شوند تا امواج لرزه ای را که در اثر انفجار ایجاد می شوند ثبت کرده و انعکاس و انکسار این امواج را که ناشی از ناپیوستگی سرعت در زمین است ثبت کنند.داده های حاصله برای تفسیر ساختار درونی زمین به کار می روند.
Seismic wave
موج لرزه ای : موج الاستیکی که در اثر تکانهای ناگهانی نظیر زمین لرزه یا انفجار ایجاد می شود.امواج لرزه ای هم در سطح زمین یا نزدیک سطح آن (امواج ریلای و لاو) و هم در درون زمین(امواج P وS) حرکت می کنند.
Seismic zone
پهنه لرزه ای : منطقه لرزه خیزی که احتمالا دچار لرزش می شود.مثل زون لرزه ای نیو مادرید.
Seismogenic
لرزه زا : مستعد ایجاد زمین لرزه.
Seismogram
لرزه نگاشت : در اثرحرکت زمین به هنگام زمین لرزه ،انفجار،یا عوامل دیگر جنبش زمین توسط لرزه نگار ثبت می شود.
Seismograph
لرزه نگار: سیزمومتر را ببینید.
Seismology
لرزه شناسی : مطالعه زمین لرزه ها و ساختار زمین هم به وسیله امواج لرزه ای طبیعی و هم به وسیله امواج لرزه ای مصنوعی.
Seismometer or seismograph
لرزه سنج یا لرزه نگار : سیزمومتر وسیله ای است که برای ثبت زمین لرزه ها به کار می رود.به طور کلی،دارای بدنه ای است که به پایه ثابتی متصل است.به هنگام زمین لرزه ،پایه حرکت می کند اما بدنه ثابت می ماند.حرکت پایه نسبت به بدنه به ولتاژ الکتریکی تبدیل می شود.ولتاژ الکتریکی روی کاغذ،نوار مغناطیسی،یا وسیله ثبت دیگری ثبت می شود.این ثبت یادداشت شده متناسب با حرکت بدنه سیزمومتر نسبت به زمین است،اما می توان با استفاده ازریاضیات آن را به حرکت مطلق زمین تبدیل کرد.سیزموگراف اصطلاحی است که به سیزمومتر و قلم ثبات آن اطلاق می شود.
Shear stress
تنش برشی : ولفه استرس موازی با سطحی مثل سطح گسل که ناشی از نیروهایی است که به صورت موازی با سطح اعمال می شوند یا ناشی از نیروهایی است که از سنگهای مجاور اعمال می شود. وقتی در قفل است و شما به در تکیه می دهید،به در استرس برشی اعمال می کنید.
Shear wave
موج برشی: موج S را ببینید.
Slab
بره: ورقه اقیانوسی که در زون فرورانش به زیر ورقه قاره ای رانده شده و در گوشته زمین هضم می شود.
Slickenside
سطح خش : سطوح سنگی خط داری که روی گسل،در اثر حرکت یک توده سنگی در کنار دیگری ایجاد شده است.
Slip
لغزش : جابه جایی نسبی نقاطی که قبلا در دو طرف گسل کنار هم بودند،روی سطح گسل اندازه گیری می شود.
Slip model
مدل لغزش: مدل جنبشی که مقدار، توزیع و زمان لغزش همراه بازمین لرزه را توصیف می کند.
Slip rate
نرخ لغزش: میزان سرعتی که دو طرف گسل با آن سرعت نسبت به هم می لغزند.بااستفاده ازاندازه گیریهای ژئودتیک، جابه جایی ساختارهای دست ساز بشر،یا جابه جایی عوارض زمین شناسی که می توان سن آنها را تخمین زد،تعیین می شوند.نرخ لغزش به موازات جهت لغزش غالب اندازه گیری می شود که جهت لغزش غالب را از جابه جایی قائم یا افقی نشانگرهای زمین شناسی به دست می آورند.
Soil
خاک: در مهندسی،همه مواد سخت نشده روی سنگ بستر.(2) در علوم خک،لایه های طبیعی ازکانیها یا مواد آلی که به خاطر فرایندهای خک زایی از نظر ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی،مینرالوژیکی،و مورفولوژیکی با لایه مادر زیرین متفاوت هستند.(3) به عبارت دیگرخک.
Soil profile
نیمرخ خک : آرایش عمودی لایه های خک به سمت سنگ بستر.
source
منشا : نیروهای آزاد شده که امواج صوتی یا لرزه ای را به وجود می آورند.منشا لرزه ا یهم نامیده می شوند.
Spectral Acceleration or SA
شتاب طیفی یا ((PGAشتاب اوج: شتابی است که فقط در بخشی از زمین ایجاد می شود..S A شتابی است که یک ساختمان تحمل می کند،که به وسیله جسمی که روی یک میله قائم بدون جرم مدل سازی شده که این میله دوره ارتعاش طبیعی مشابه ساختمان دارد.
Spectrum
طیف : منحنی است که دامنه و فاز را به صورت تابعی از فرکانس یا دوره ،یا میزان لرزش هر زمین لرزه نشان می دهد.
Standard deviation
انحراف معیار: میزان اختلاف داده ها از منحنی که این منحنی پس ازپلات داده ها روی گراف رسم می شود.یا، ریشه دوم میانگین مجذور انحراف استانداردها از میانگین داده هاست.انحراف استاندارد اندازه گیری آماری پرکندگی یا تغییرات است .
Station
ایستگاه : به محل استقرار وسیله ژئوفیزیکی گفته می شود.
Stick – slip
چسبش- لغزش : حرکت سریعی است که بین دو طرف گسل رخ می دهد هنگامی که دو طرف گسل جدا می شوند.جابه جایی ناشی از لغزش چسبنده روی گسل انرژی را به شکل امواج لرزه ای آزاد کرده وموجب زمین لرزه می شود.
Stochastic
اتفاقی: در مورد فرایندهایی به کار می رود که خصوصیات تصادفی دارند.
Strain
کرنش : تغییرات جزئی در طول و حجم به هنگام دگرشکلی زمین که ناشی از تنشهای تکتونیکی یا عبور امواج لرزه ای است.
Strain rate
نرخ کرنش : سرعت دگرریختی لیتوسفر در نتیجه حرکات تکتونیکی.
Stress
تنش : نیروی وارد بر واحد سطح که این نیرو بر روی سطحی در جسم عمل می کند.در هر نقطه برای مشخص کردن استرس به طور کامل شش مولفه لازم است: سه مولفه عادی وسه مولفه برشی.
Stress drop
افت تنش: اختلاف بین استرس یک گسل قبل و بعد از زمین ارزه.
Strike
راستا : تمایل و جهت یک خط نسبت به شمال که از تقاطع سطح یک زمین شناسی(مثل یک گسل یا یک لایه) و یک سطح افقی مثل زمین به وجود می اید.
Strike – slip
راستالغز : گسل را ببینید.
Strong motion
جنبش نیرومند : دامنه و دوام بالای جنبش زمین به ساختمان یا سازه های دیگر آسیب می رساند.
Seductions
فرورانش: فرایند برخورد و فرورفتن لیتوسفر اقیانوسی به زیر لیتوسفر قاره ای.
Subduction zone
پهنه فرورانش: محلی که دو ورقه لیتوسفری به هم برخورد کرده و یکی به روی دیگری رانده می شود.اغلب زمین لرزه های دنیا به موازات مرز دو ورقه و یا درون آن رخ می دهند.
Surface faulting
گسلش سطحی: جابه جایی و گسیختگی که به هنگام لغزش روی گسل به سطح زمین می رسد.معمولا با دو زمین لرزه کم عمق همراه است که عمق اپی سنتر هر دو کمتر از 20کیلومتر است.گسلش سطحی میتواندبا خزش غیرلرزه ای یا فرونشستهای ناشی از فعالیتهای بشری هم همراه باشد.
Surface wave
موج سطحی : موج لرزه ای که در سطح زمین حرکت می کند. امواج لاو و ری لای رایج ترین این امواج هستند.
Surface – wave magnitude
بزرگای موج سطحی
Tectonic
زمین ساخت : به فرایندهای دگرشکل کننده سنگها و ساختارهای حاصله اشاره می کند که در بخشهای وسیعی از لیتوسفر رخ می دهند.
Tectonic plates
صفحه های زمین ساختی : ورقه های بزرگ، نازک، ونسبتا سختی که در سطح خارجی زمیننسبت به هم در حرکتند.
Tele seismic
دورلرزه ای : اشاره به زمین لرزه هایی دارد که در فواصلی دورتر از 1000کیلومتری محل اندازه گیری رخ داده اند.
Tensional stress
تنش کششی : استرسی که اجسام را به طرف بیرون می کشد.این تنش مولفه تنش عمود بر سطح مورد نظر،مثل سطح گسل، است که از نیروهای عمودی اعمال شده بر سطح ناشی می شود ویا ناشی از نیروهایی است که از سنگهای اطراف اعمال می شوند.
Thrust fault
گسل راندگی: گسل را ببینید.
Time history
تاریخ زمانی: اعدادی مربوط به زمانهای مختلف(مثل اندازه گیری جنبش زمین) که در زمانهای ثابتی اندازه گیری شده است.سریهای زمانی هم نامیده می شود.
Transform fault
گسل تراریخت: نوعی گسل امتدادلغز که بین عناصر تکتونیکی ،مثل ورقه های اقیانوسی، لغزش افقی ایجاد می کند.اغلب ازپشته های اقیانوسی منشا می گیرند.
Travel time curve
منحنی زمان سیر : گراف مربوط به زمان رسیدن امواج P یا Sکه در نقاط مختلف به صورت تابعی از فاصله از منشا لرزه ای ثبت می شود.از روی شیب منحنیهای حاصله می توان سرعت امواج لرزه ای را درون زمین محاسبه کرد.
Tsunami
سونامی: موج دریایی محلی یا با منشا دور که ناشی از جابه جایی های بزرگ مقیاسی است که به هنگام زمین لرزه های بزرگ،ریزشهای بزرگ زیردریایی،یاانفجارجزایر آتشفشانی ، در کف دریا ایجاد می شود.
Tsunamigenic
سونامی زا: اشاره به زمین لرزه هایی دارد که معمولا در زون فرورانش در مرز ورقه ها رخ می دهند.مثل زمین لرزه هایی که در حاشیه اقیانوس آرام رخ می دهند و سونامی های بزرگی ایجاد می کنند.
Tsunami magnitude
بزرگای سونامی : عددی است که برای مقایسه بزرگی سونومی هایی که به وسیله زمین لرزه های متفاوت ایجاد می شوند به کار می رود و از روی لگاریتم بزرگترین دامنه موج سونامی محاسبه می شود که لگاریتم بزرگترین دامنه موج سونامی را از روی فاصله از منشا سونامی اندازه گیری می کنند.
Turbidities
توربیدایت : نهشته های کف دریا که به واسطه شکافهای شیب دار بزرگ تشکیل شده ودر جایی نهشته می شوندکه رودها دلتاهای بزرگی ایجاد می کنند.این شکافهای پر شیب در اثر تکانهای لرزه ای یا بار رسوبی بیش از اندازه به وجود می ایند.انطباق زمان پیدایش توربیدایتهای بعضی از دلتاهای شمال غرب اقیانوس آرام نشان می دهد که این رسوبات در اثر زمین لرزه ایجاد شده اند.
Velocity
سرعت : سرعتی که یک نقطه روی زمین به هنگام زمین لرزه حرکت می کند.
Velocity structure
ساختار سرعتی : مدل ناحیه ای کلی برای پوسته که ساختار پوسته را با استفاده از سرعتهای لرزه ای متفاوت نشان می دهد
Wave front
جبهه موج : جبهه گسیختگی را ببینید.
Wave length
طول موج : فاصله میان نقاط متوالی که روی یک موج دامنه و فاز یکسانی دارند(مثل دو قله موج متوالی ).
وبلاگی برای دانشجویان مهندسی زلزله و دیگر گرایش های مهندسی عمران می باشد که شامل دانلود نرم افزارهای مختلف و مطالب و موضوعات مرتبط با این رشته است.